تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
محمد رازقی
اصولا نشان دادن اعتراض و مخالفت با تصمیمات قدرت حاکم در هر کشور، روشی دارد که خاص آن کشور است. در ادامه به عنوان نمونه به روشهای اعتراض در چند کشور میپردازیم:
1- ایالات متحده امریکا:
برای نشان دادن اعتراض خود به کشته شدن دانش آموزان یک کلاس در ویرجینیا، یا حضور
نظامیان در چهل و سه کشور آسیایی و افریقایی، یا مثلا گیر کردن انگشت مادربزرگتان
در دستگاه قمار کازینویی در لاس وگاس و یا حتی افزایش چهل و نه درصدی قیمت غذای
رژیمی سگتان کافی است به صورت اینترنتی یک مجوز تجمع یک ساعته مقابل کاخ سفید از FBI تقاضا کنید و 24 ساعت بعد در حالی که روی مقوایی که در دست دارید
عبارت NO
WAR را نوشتهاید یک ساعت پشت به کاخ سفید
بست بنشینید و با غیض به دوربین خبرنگاران زل بزنید!
ویژگیها:
اعتراض بدون درد و خونریزی
همراهی و اسکورت عروسکهای پلیسنما
انعکاس خبری در 694 شبکه تلویزیونی و 98 هزار سایت اینترنتی
درصد تاثیرگذاری:
نزدیک به صفر
2- چین:
ابتدا باید بدانید که هیچ خری در چین پیدا نمیشود که بخواهد به حاکمان این مدینهی
فاضله بگوید «تو»! چه رسد به اعتراض و مخالفت و این جینگولک بازیها! چرا که میزان
رشد اقتصادی چین چیزی حدود دویست و چهل درصد و میزان تورم بین منفی سی تا منفی چهل
درصد است و ملت عموما از رفاهی در حد آنجلینا جولی رنج میبرند! ولی با همهی این
اوصاف ممکن است به دلایل کوچکی نظیر توهین به مقدسات دینتان، رگ غیرتتان قلمبه شود
و مجبور شوید اعتراض خود را به سیاستهای حاکمان نشان دهید. در این صورت کافی است
صدایتان از 20 دسیبل بالاتر برود تا شلوارتان... ببخشید... تا کیمونوتان توسط سه
میلیون سرباز پیاده و 280 هزار نیروی امنیتی ویژه رسما روی سرتان کشیده شود!
ویژگیها:
درد و خونریزی بدون اعتراض!
مانور نظامی ارتش چین
انعکاس خبری در بخش تامین برنامهی شبکه خبر
درصد تاثیرگذاری:
نزدیک به صفر (ولی از اون طرف!)
3- عربستان سعودی
ممکن است به خاطر فتوای جدید مفتی اعظم در مورد یک طرفه شدن کوچه بنبست محل زندگیتان
نیازمند نوعی اعتراض به حکومت باشید. پیشنهاد ما این است که اگر به دست، پا یا
دیگر اعضای زوج بدنتان علاقمند هستید روشهای مسالمتآمیز را انتخاب کنید. در این
مورد بهترین کار این است که به نشانهی اعتراض منزل خود را فروخته و یک خانهی
نقلی سه هکتاری نبش کوچه خریداری کنید. این را بدانید که مخالفتهای خشونتآمیز با
مفتی اعظم موجب میشود که شلوار شما... ببخشید... دشداشهی شما...
ویژگیها:
اعتراض بدون درد و خونریزی همراه با گرد و غبار محلی
آشکار شدن نفوذ مفتیان در جهان اسلام
صفر تمام
طبقه بندی: دیدگاه
افراد ثروتمند و میلیونر خود ساخته
باهوش تر و برتر از شما نیستند. اما آنها از یک
سری اسرار ویژه برای ثروتمند شدن بهره گرفته اند که شما نیز میتوانید با پیروی از آنها حداقل کسب و کار خود را رونق بخشید.
۱) رویاهای
بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول
خواهد ساخت.
۲) یک
تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم کنید. هر
اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امکان دستیابی
شما به آن بیشتر خواهد بود.
۳) به
گونه ای رفتار کنید که گویی شما مالک کسب و کارتان میباشید.
ولو آنکه برای شخص و شرکت دیگری کار میکنید. این نگرش شما
بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد کاشت.
۴) شغل
خود
را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند
نمیباشید آن را رها کنید. با "نه"
گفتن به شغلی که تنها برای پول انجامش میدهید
شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود
خواهید کرد.
۵) یک
گروه خوش فکر تشکیل دهید. با افرادی که متعهد به ایجاد
یک شغل بزرگ هستند جلسه تشکیل دهید. اندیشه ها و ایده های خود را با یکدیگر در میان بگذارید و از یکدیگر پشتیبانی کنید.
۶) همواره
ضوابط اخلاق کاری را رعایت کنید.
۷) پیشرفت
و بهبودی دائم و بی وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال
خود قرار دهید. همیشه به علم خود بیفزایید.
۸) به
شغل خود بعنوان یک خدمت رسانی بنگرید. یاری رساندن به
دیگران کسب و کار شما را رونق خواهد بخشید.
۹) از
تمام جزئیات و ریزه کاریهای شغل خود آگاهی یابید. این پیشه شماست.
۱۰) مترصد
فرصتها باشید. هر لحضه ممکن است بر در شما بکوبد. آیا شما آماده هستید؟
۱۱) تناسب
اندام خود را حفظ کنید. ذهن توانمند جسم نیرومندی پدید می آورد. بدن ضعیف معلول ذهن ضعیف میباشد. سلامت جسمانی و روانی شما اساس موفقیت
شما
در زندگی میباشد.
۱۲) زندگی
خود را اولویت بندی کنید. ابتدا کارهای مهم تر را
به انجام رسانید.
۱۳) پیش
از آنچه مشتری انتظار دارد به وی خدمت ارائه دهید.
این عمل اعتماد سازی کرده و مشتریان شما را افزایش میدهد.
۱۴) فرد منظبطی باشید. زندگی خود را از فعالیتها و افرادی که موجبات پیشرفت و بالنگی
شما را فراهم می آورند، پر کنید. فعالیتهایی که
بر زندگی شما اثر منفی می گذارند را از خود دور
سازید.
۱۵) نخست
به خودتان پرداخت کنید. این نخستین قانون متمولان است.
پس انداز را هیچگاه فراموش نکنید.
۱۶) هر
از چند گاهی تنهایی را تجربه کنید. در زمان تنهایی به
ندای درون و اندیشه های ذهن خود گوش فرا دهید و برنامه ریزیهای
خلاقانه کنید.
۱۷) بسوی
برتری گام بردارید. بهترین را ارج دهید و به
کمتر از آن قانع نباشید.
۱۸) صداقت
و درستکاری بهترین سیاست است. خود و خواسته
های خود را بشناسید و آنها را همیشه صادقانه بیان دارید.
۱۹) در روند تصمیم گیری سریع عمل کرده و در تغییر آنها کند و آهسته باشید.
۲۰) شکست
گزینه شما نخواهد بود. تمام افکار شما باید بر موفقیت متمرکز باشد. شما باید موفق گردید.
۲۱) در
دستیابی به اهدافتان مصمم باشید. پافشاری سرسختانه اعتماد
بنفس شما را تقویت کرده و شما را به پیروزی نهایی نزدیک میکند.
۲۲) بر
خلاف جریان آب شنا کنید.هیچگاه از ایده ها،عقاید و رویکردهای نو نهراسید.
۲۳) بروی
فرصتها تمرکز کنید و نه بروی موانع.
۲۴) سه
عنصر ترس، پشت گوش اندازی و تنبلی را از زندگی خود
بیرون اندازید.
۲۵) به
خاطر داشته باشید اغلب افرادی که در کنار شما زندگی
میکنند از پیشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند
شد و ممکن است در این مسیر مرتبا شما را از دستیابی به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بیندیشید و آنها را نادیده بگیرید.
۲۶) یاد بگیرید خودخواه باشید. خودخواهی به معنی نادیده گرفتن حقوق دیگران نیست. بلکه
به
مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهای خودتان
و مقدم دانستن آنها بر خواسته های دیگران
است.
۲۷) حال
اگر فرد بد شانسی نباشید حتما پولدار میشوید.
طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی
▪ برای همدیگر
وقت صرف میکنیم.
▪ به همه میگویم که دوستش دارم.
▪ برای قدردانی از محبتهایش، نامهٔ عاشقانهای برایش مینویسم.
▪ در جمع از او تعریف میکنم.
▪ وقتی غمگین است سعی میکنم ناراحتیاش را بفهمم و او را درک کنم.
▪ همیشه در اتفاقات خوب و مهم زندگی او را سهیم میکنم قبل از این که دیگران چیزی
بدانند.
▪ در همه مراحل زندگی باهم برنامه ریزی میکنیم.
▪ همواره مراقبش هستم و به نیازهایش توجه خاصی نشان میدهم.
▪ آرامش را در همه حال حفظ میکنم.
▪ باورهایم را نسبت به او همواره حفظ میکنم.
▪ پس از به پایان رسیدن روزهای پرتحرک، شبها همه چیز را برایش تعریف میکنم.
▪ اولین کسی هستم که تولدش را تبریک میگویم.
▪ به کارهایی که برایم انجام میدهد توجه میکنم و قدردان محبتهای او هستم.
▪ ازدواجمان را از موهبتهای الهی میدانم.
▪ برای سلامتیاش صدقه میدهم.
▪ در یک مکان یادداشتی محبتآمیز برایش پنهان میکنم و او را راهنمایی میکنم تا
پیدایش کند.
▪ در همه لحظات زندگی با گذشت رفتار میکنم.
▪ سعی میکنم که همیشه سرزنده و شوخ طبع باشم.
▪ کارهایی که نشان دهندهٔ محبتم نسبت به اوست برایش انجام میدهم.
▪ هرگاه از او خیلی عصبانی هستم به نکات مثبتش هم فکر میکنم.
▪ اگر احساس کنم از وسایل شخصیاش چیزی کم دارد ولی خودش نمیخرد، حتماً برایش
تهیه میکنم.
▪ همه هدایایی را که به من داده است، از صمیم قلب دوست دارم.
▪ همیشه دل آرام یکدیگر هستیم- راه زندگی ...
طبقه بندی: یادداشت روزانه
دورى از چهار صفتمن مواعظ علی «علیه السلام»:
من استطاع أن یمنع نفسه من أربعة اشیاء فهو خلیق بأن لاینزل به
مکروهٌ أبداً قیل: وما هنّ یا أمیرالمؤمنین! قال:
العجلة واللجاجة والعُجب والتّوانی.
(تحف العقول صفحه 222)
هرکس این چهار صفت را از خود دورکند خواه فرد باشد، خواه
مجموعه دستاندرکاران و رؤسأ جامعه، هیچگاه حادثه و واقعه ناخوشایندى، متوجه او
نخواهدشد:
1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصمیمگیرى کند یا کارى را
اجراء نماید (عجله غیر از سرعت در عمل است).
2- لجاجت، یکى از مسائل خطرناک و بلاهاى دامنگیر، اصرار و
پافشارى ناحق،
در مسألهاى است که چون این حرف را گفته و یا چنین موضعى
اتخاذ کرده حاضر نیست
عقبنشینى کند و لو خلاف آن ثابت شود.
3- مغرورشدن و خودشگفتى، که انسان نقصها و ضعفهاى خود
را ندیده و احیاناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
4- کاهلى و سستى، کار امروز را به فردا افکندن و تأخیر
انداختن.
بنده، در اثر تجربیاتى که در سالهاى متمادى پیدا
کردم به این نتیجه رسیدم که این سخن على (علیه السلام) واقعاً حکمت تمامى است و
همه ضرر و زیانهایى که متوجه جامعه شده است در اثر این امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت
خودمان و با توفیق خودش از این صفات دور بدارد.
طبقه بندی: سخنان بزرگان و جکیمان
یک قدم مانده
بود به خدا!
جز نور و عشق چیزی نبود.
چشم دوخته بود به نور چشم خدا.
تبسمی عاشقانه بر لبش نشسته بود.
خدا با صدای علی با او سخن می گفت و او جان سپرده بود به این صدا.
از هر دری با او گفت.
دل به رفیق داده بود و می دانست خدا خوب رفاقت می کند...
دل مشغولی داشت!
رو به رویش خدا بود و خدا می دانست!
گفت:
-احمد چه شده؟
نگاه نگران پیامبر به نگاه مهربان خدا افتاد. خودش بارها گفته بود من و علی پدران
این امتیم و اگر پدرانه عمل نمی کرد... نه! او بهترین پدر بود!
-پروردگارا! نگران امتم هستم در قیامت... زمانی که گناهکار نزد تو حاضر می شوند و
تو عذابشان می کنی...
بغض صدایش را خاموش کرد. طاقت عذاب فرزندانش را نداشت.
دست رحمت خدا حاضر شد:
- نگران نباش احمد! روز قیامت تو بر سر راه مردم بایست و هر که از امت تو بود
فریاد بزن: "امتی..." و قول می دهم پاسخ خواهی شنید:
"رحمتی"...
محمد لبخند زد. قول خدا قول بود!
طبقه بندی: یادداشت روزانه
Username:TRIAL-66359553 Password:m26c3472xr
Username:TRIAL-66360077 Password:md52vumrdt
Username:TRIAL-66360069 Password:fhvakpdrj3
Username:TRIAL-66360177 Password:2dj36eebrj
Username:TRIAL-66360169 Password:p363ncht76
Username:TRIAL-66360798 Password:27t8hkcrdj
Username:TRIAL-66360801 Password:h34ac8mm6t
Username:TRIAL-66360866 Password:v8r7j83vct
Username:TRIAL-66360914 Password:4mkdbkm5ck
Username:TRIAL-66360868 Password:5ur4d4cmcn
Username:TRIAL-66360908 Password:xx6anb2bt3
Username:TRIAL-66360954 Password:e2j6f4k4cv
Username:TRIAL-66360973 Password:kkm88vrx7x
Username:TRIAL-66361032 Password:a4vbb6kcsv
Username:TRIAL-66361030 Password:4dvefbamr4
Username:TRIAL-66361096 Password:38mj2n3hud
Username:TRIAL-66361090 Password:xj7eceepcu
طبقه بندی: یوزرنیم پسورد نود 32 nod 32
جیگر
می دونی این چیه؟
گوجهء روی سیخه، ولی جگرش داره SMS میخونه!
ناز آن یار
نازآن چشمی که سویش مال ماست
نازآن زلفی که تارش مال ماست
نازآن چوپان که سازش مال ماست
نازآن یاری که قلبش یادماست
بی قرار
بی قرار توأم ودر دل تنگم گله هاست
آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده درآب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
فلسفهء صندلی
معلم فلسفه یک صندلی میذاره وسط کلاس و به شاگردان میگه: شما باید یک مقاله
بنویسید و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد!!!
یکی از شاگردان دو کلمه مینویسه و ورقهاشو میذاره رو میزش و بعداز اینکه معلم
ورقه ها را تصحیح میکنه اون بهترین نمره رو میگیره!!!!
اگه گفتین چی نوشته بوده؟
...
نوشته بوده: کدوم صندلی؟
جمله عاشقانه!
با تمام چفته چولیت، شته شولیت، پته پیسیت، قد یه خیار چولسیده داغانتم!
طبقه بندی: زنگ تفریح
یک روز صبح رییس بدون اینکه متوجه باشد زیپ شلوارش را بالا
نکشیده وارد شرکت شد.
خانم منشی بلافاصله بلند شد و گفت: ببخشید رییس، آیا شما وقتی منزل را ترک کردید
درب گاراژ را بستید؟
رییس که متوجه منظور منشی نشده بود به دفترش رفت و بعد از چند دقیقه متوجه موضوع
شد و زیپ شلوارش را بالا کشید و به یاد جمله طعنه آمیز خانم منشی افتاد.
سپس به بهانه یک فنجان قهوه، خانم منشی را به دفترش کشاند و پرسید:
وقتی شما دیدید که درب گاراژ باز است آیا جگوار من را هم که آنجا پارک شده بود
دیدید؟
خانم منشی لبخندی زد و گفت: نه قربان ندیدم. تنها چیزی که دیدم یک مینی کوپر با 2
تا لاستیک کهنه بود
طبقه بندی: زنگ تفریح
در خلال یک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن را داشت. فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت ولی سربازان دو دل بودند. فرمانده سربازان را جمع کرد، سکه از جیب خود بیرون آورد، رو به آنها کرد و گفت: سکه را بالا میاندازم، اگر رو بیاید پیروز میشویم و اگر پشت بیاید شکست میخوریم. بعد سکه را به بالا پرتاب کرد. سربازان همه به دقّت به سکه نگاه کردند تا به زمین رسید. سکه به سمت رو افتاده بود. سربازان نیروی فوقالعادهای گرفتند و با قردت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت قربان، شما واقعاً میخواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید؟ فرمانده با خونسردی گفت: بله و سکه را به او نشان داد. هر دو طرف سکه رو بود!
طبقه بندی: داستان کوتاه و عبرت آموز
در زمانهای گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده
قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثرومند پادشاه بی
تفاوت از کنار تخته سنگ میگذشتند. بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد،
حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و .... با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط جاده بر نمی داشت.
نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد، ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود، کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.
پاشاه در آن یادداشت نوشته: هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.
طبقه بندی: داستان کوتاه و عبرت آموز

